آفتاب برای آوا
خانم کوچولوی من جمعه رفته بودیم خونه عزیز جون. بنا به توصیه های خانم دکتر مبنی بر نگه داشتن جنابعالی توی آفتاب بهت ضد آفتاب زدم و محدثه جون تو رو برد توی حیاط خونه دایی جون و با هم قدم زدین. آخه دختر دیگه واسه خودش خانمی شده و تاتی تاتی میره. یه کفش بوق بوقی هم برات خریدم اول نمی پوشیدی ولی بعد که صداش در اومد کلی ذوق کردی و هی پاتو می ذاشتی زمین و هی منو نگاه می کردی و می خندیدی. این هم عکسهایی که مهسا جون موقع قدم زدن ازت گرفت. تازه از خواب بیدار شده بودی شپلوی من.


اینجا داری ادای لی لی لی لی حوضک رو در میاری.
مامانش قربونش بره الهی...!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آفتاب برای آوا 
